°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO

اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری

شهادت مادرت تسليت آقاجان

السلام علیکِ یا زهرا

چه بلایی سر تو آوردند

پهلویت را فقط نه با پاها

با ته یک غلاف آزردند...

 
بین دیوار و در به زینب گفت

چادرم را بکش به روی تنم

تا مبادا کنار دیده ی تو

خون سینه بریزد از بدنم


بین دیوار و در به حیدر گفت

به کجا می روی عزیز دلم

گر بدون عزیز خود رفتی

تا قیامت ز روی تو خجلم



ضرب سیلی چقدر محکم بود

قدتان هم چو دخترت خم بود

جاری از سینه تو خونابه

جاری از دیده ی تو زمزم بود



چل حرامی و شوهرت تنها

سیلی و چهره ی کبود شما

زینب و دیدن در و دیوار

حیدر و ناله های واویلا

فاطمیه

آمدوآن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟


در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست



[ شنبه 24 فروردین 1392 ] [ 19:43 ] [ shamimeshgh_m ] [ ارسال نظر(35) ]